شب نشینی با دوستان
سلام عشق مامان و بابا
١٨/٠٦/٩٢ همراه دوستان رفتیم کنار رود زیبای کارون و شب خوشی رو برای خودمون ثبت کردیم ، اینجا شما ایستاده بودید تا من گفتم ستایش میخوام عکس بگیرم دخملی دراز کشید و بقول خودش فیگور گرفت نیوشای عزیز کار شما رو تکرار کردید رخساره جونم میخواست مثل شما دراز بکشه که من متاسفانه زود عکس گرفتم:
از راست به چپ :
ستایش - نیوشا - رخساره


اتل متل توتوله گاو حسن چه جوره ، رخساره جون داشت با صدای نازش میخوند ، ستایشم تا دوربینو دید دوباره فیگور گرفت آخه طفلی دست خودش نیست تا چشم باز کرد خودشو توی آتلیه دید بخاط همین در حالت عادی هم باید حالت بگیره....

باباسعید نیوشا - باباعلی رخساره - باباسعید ستایش

مامانای همیشه مهربان

نیوشا خانم دکتر و ستایش مریض ، خانم دکتر میگفت : نفس بکش

اینجا ستایش عسلی دکتر میشه

٢٠دقیقه یکبار باید بچه ها میبردیم دستشویی ، البته از نیوشا شروع شد شما ٢تا وروجکا هم تا اونو دید انگاری که حسودیتون شد و هی مامانا رو بلند میکردید ، ولی با این حال کلی خوش گذشت
خاله نسیم کلی ازمون پذیرایی کرد دستش درد نکنه ، بووووس


شب نشینی با دوستان
